تبليغاتX
::.کلبه عاشق ها.::

::.کلبه عاشق ها.::

چی بگم فقط عاشقا میدونن این کلبه چیه

دربارهء من:

شناسنامه زندگی:

نام:رنج

نام پدر:مشقت

شهرت:اواره

 شغل:ولگردی

محل صدور:دنیای فراموش شدگان

شماره شناسنامه:نامعلوم

نام مادر:سلطان غم

 نام همسر:گریه

دین:یهودی

محل کار:شرکت نا امیدی

محل سکونت:شهر مکافات

 محکومیت:زندگی کردن

جرم:به دنیا امدن

هدف:دنیای اخرت

 تاریخ تولد:هزاروسیصدوهیچ

گروه خونی:نفت سیاه

 ادرس:خیابان بدبختی چهارراه تنهایی کوچه دربدری بلوک بی نهایت ... یادمان باشد سر سجاده عشق؛ جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطر مان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 22:56  توسط ::>M.S<::  | 

آدمک

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

آدمک خر نشی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن دست خطی که تورا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثه تو تنهاست بخند..........

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 17:16  توسط ::>M.S<::  | 

هرکه با احساس باشد عاقبت خواهد شکست،این جواب سادگیست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 23:12  توسط ::>M.S<::  | 

دکتر علی شریعتی

-من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدرومادرم دوست دارم،چون آنها ازروی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز میخوانند.

 

-آن روز که همه به فکر چشمان زیبا هستند،تو به فکر نگاه زیبا باش!

 

-زن عشق میکارد و کینه درو می کند...دیه اش نصف دیه تو و مجازات زنایش با تو برابر...می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی...برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو  در هر زمانی بخواهی به لطف قانون  گذار می توانی ازدواج کنی...او میزاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...او درد میکشدوتو نگرانی که کودک دختر نباشد...او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر...؟

 

-کلاس پنجم بودم که پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود،آن هم به سه دلیل:اول آنکه کچل بود،دوم اینکه سیگار می کشید و سوم که از همه تهوع آورتر بود اینکه درآن سن و سال زن داشت!چند سالی گذشت...یک روز که با همسرم از خیابان میگذشتیم،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم! سیگار می کشیدم و کچل شده بودم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 23:10  توسط ::>M.S<::  | 

خدایا....

بگذار هرجا تنفر است،بذر عشق بکارم...هر کجا آزادگی هست ببخشایم...وهرکجا غم است شادی نثار کن...

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدلی،همدلی کنم...

بیش از آنکه دوستم بدارند،دوست بدارم...

زیرا در عطاکردن است که ستوده می شویم... و در بخشیدن است بخشیده میشویم.

                                                                                                               (دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 15:20  توسط ::>M.S<::  | 

اگر در صحنه زندگی به ناگه یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان

ادامه بده که هیچ کس نداند به تو چه گذشته است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 14:52  توسط ::>M.S<::  | 

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی!

نقشه را اوست که تعیین کرده،تو در این بین فقط میبافی نقشه را خوب

ببین،نکند آخر کار،قالی زندگیت را نخرند!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 15:27  توسط ::>M.S<::  | 

عشق یعنی...

اولین باری که چشم تان به هم می افتد.

اولین حرکت.

تسلیم نشدن.

خواستن.

آن بوسه ی اول.

شروع کردن با هیچ چیز به غیر از همدیگر.

یک تعطیلات آخر هفته ی عاشقانه و برنامه ریزی نشده.

وقتی از همنشینی ه لذت ببرید.

یک راز.

درخششی از درون.

کسی که برای  دیدنش بی صبری میکنی.

ساعت شماری برای دیدار او.

دردی شیرین.

برق گرفتگی.

وقتی نمی توانی به کس دیگری فکر کنی.

صید یک عمر.

یک کارت والنتلین از دور.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 14:40  توسط ::>M.S<::  | 

عشق یعنی...

خرد و شوق طبعی صمیمانه برای زوج ها(در هر سن) برای آن که به یادتان بیاورد چرا عشق روز به روز قوی تر می شود و چرا شما ان فرد بخوصوص (همسرتان) را انتخاب کرده اید.

عشق یعنی...

دو  نفری که به هم بافته شده باشند.

به خطر انداختن همه چیز.

به دست آوردن فرصت دوباره.

احساس تعهد بدون احساس در دام افتادن.

تصمیم گیری با هم.

وعده های منظم توجه و محبت.

چانه زدن بر سر تعداد بچه هایتاندر آینده.

سهیم شدن در پیروزی ها و شکست ها.

هیچ وقت بدون بوسه شب بخیر به خواب نروید.

هیچ چیز را از هم پنهان نکینید. 

سعی در درک حالات یکدیگر.

مکالمه هر روزه وقتی از او دور هستید.

در عذر  خواهی پیش قدم شدن.

دانسن اینکه شریک مناسبی دارید.

گاهی در کنار هم نشستن و هیچ نگفتن.

همیشه برای هم فرصت داشتن.

هرگز از دیدن همان چهره ی همیشگی خسته نشوید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 14:39  توسط ::>M.S<::  | 

به عشق تو

یادم میاد می گفتی برو خدانگهدار

                         نوشتی روی دیوار به آرزوی دیدار

رفتم غروب رفتن دلم می گفتش نرو

                        نمی شنیدم انگار من التماس دلو

رفتم و باز اومدم اما ندیدم اونو

                        گفتن که دیر رسیدی داده به دنیا جونو

گفتم محاله هرگز اونی که منو دوست داره

                       قول داده بود که هیچ وقت منو تنها نذاره

میگن آرزومون افتاده به قیامت

                       گلم من که ندارم اینقدر صبرهای بی نهایت

به عشق تو رو دیوار منم واست نوشتم

                       به آرزوی دیدار منم خودمو کشتم

منو ببخش عزیزم که خیلی دیر رسیدم

                       زیر نوشته ی تو یه خط صاف کشیدم                   

با قطره قطره اشک با ذره ذره خون

                      به آرزوی دیدار منم دارم میدم جوون

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 14:39  توسط ::>M.S<::  | 

-LOVE is like a long sweet dream and marriage is an alarm clock. So have along sweet dreams till your Alarm wakes you up….

 

-If 100% of people love u; be sure that I'm on of them, if 99% hate you be sure that I'm the 1% which love u, if 100% hate you be sure that I'm dead!!!                                        

-A friend is sweet when it is NEW…! But it is sweeter when it is TRUE! But you know what?

It is the sweetest when it is YOU!

I LOVE YOU.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 0:47  توسط ::>M.S<::  | 

خدایا....

بگذار هرجا تنفر است،بذر عشق بکارم...هر کجا آزادگی هست ببخشایم...وهرکجا غم است شادی نثار کن...

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدلی،همدلی کنم...

بیش از آنکه دوستم بدارند،دوست بدارم...

زیرا در عطاکردن است که ستوده می شویم... و در بخشیدن است بخشیده میشویم.

                                           (دکتر علی شریعتی)

نمیدانم بعد از مرگم چه خواهد شد...نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت... ولی بسیار مشتاقم ...که از خاک گلویم سوتکی سازد... گلویم سوتکی باشد...به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...و او پی در پی و یکریز دم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خستگان خفته را آشفته ترسازد... بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را.

                                              (دکتر علی شریعتی)

اگر تنها ترین تنها باشم باز هم خدا هست...او جانشین تمام نداشتن هاست.

                                                         (دکتر علی شریعتی)

زندگی  دستان مرد یخ فروشی است که از او می پرسند فروختی؟

گفت نخریدند تمام شد.

                                                         (دکتر علی شریعتی)

من  دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست...بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست؟

 

-        وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی خواستم گریستن گفتند بهانه است وقتی خواستم خندیدن گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید میخوام پیاده شم.

                                                      (دکتر علی شریعتی)

 

به سه چیز تکیه نکن...غرور دروغ و عشق...آدم با دروغ می بازد

با غرور می تازد و با عشق می میرد

                                                         (دکتر علی شریعتی)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 0:46  توسط ::>M.S<::  | 

دیدن من:

اگه با دیدن من غم تو دلت جا میگیره

                       میمیرم تا که ابد قلب تو آروم بگیره

اگه با بودن من باغ تو ویرون میشه

                      میمرم اما میدونم دل بی تو دیونه میشه

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 1:16  توسط ::>M.S<::  | 

   

یه روز یه دختر نابینا با یه پسر دوست میشه بعد به پسره میگه اگه چشمام می دیدن

واسه همیشه با تو میموندم.

یه روز یه نفر پیدا میشه که چشماشو میده به دختره  بعد دختره میبینه که پسره هم

نابیناست

دختره به پسره میگه: دیگه اصلا نمیخوام ببینمت بعد وقتی دختره داره میره پسره

فریاد میزنه که:

مواظب چشمام باش.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 16:32  توسط ::>M.S<::  | 

عشق دیدار معشوق

عشق در یک کلام دیدار معشوق
اگر عاشقی از دیدن معشوق دلتنگ شود فکر میکنید چه کار میکند؟
یک عاشق درد و رنج دوری از معشوق را تحمل کرده و امید به دیدار معشوق خود دارد.
زندگی برگی ست سبز که با عشق فتوسنتز میکند. و با مهر اکسیژن به دیگران میدهد.
بیایم اکسیژن خود را برای دیگران مصرف کنیم و دی اکسید کربن را که کینه است برای خود نگه داریم و از خود دور کنیم و یا آن را تبدیل به مهر کنیم.
من هم مانند هر آدم عاشقم…اگر آدم عشق را نداشته باشد حیوان است واگر عشق را از خود دور کند حیوان است.
عشق رنگ های متفاوتی دارد مثلا عشق به خدارنگ آبی آسایش، عشق به وطن یعنی رنگ سبز، سبز که طراوت را در انسان زنده میکند و باعث فتوسنتز می گردد.
عشق به انسانی که دوستش داری رنگ دل که در حال پرواز از قفس است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:17  توسط ::>M.S<::  | 

شبی غمگین

شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمی
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:14  توسط ::>M.S<::  | 

دل نوشت:
چهار فصل عشق
در عالم عشق ، اولین دیدار
در خاطره چون بهار می ماند
تابستان ، گرمی تمناهاست
پاییز به انتظار می ماند
آن سوز که سردی زمستان راست
ما را به فرق یار می ماند
و زما ، چون زمان عاشقی بگذشت
افسانه به روزگار می ماند…..

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

دل نوشت:
گر چه دانم آسمانکردت بلای جان ولیکن
من به جان خواهم تو را عشق ای بلای آسمانی
گر حیات جاودان بی عشق باشد مرگ باشد
پیک مرگ عاشقان باشد حیات جاودانی
شهریار

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بی وفایی:

گاهی آدم بیش از همیشه به آسمون نگاه میکنه
گاهی اما سرشو پایین میندازه
تا چشماش توی چشمای کسی نیفته
همیشه یه غریبه خوبه تا براش حرفاتو بزنی
ولی یه آشنا لازمه تا حرفاتو گوش بده
گاهی اما بغض گلوی تو را فشار میده
و چشمات پر از اشک میشه ،
هیچ کس نمیدونه درد تو چیه
ولی تو منتظری یکی پیدا بشه
بی آنکه براش حرفی بزنی حرفاتو بفهمه
گاهی اینقدر منتظر میمونی که
چشات خشک میشه و دلت میترکه
اون وقت فقط میتونی چشماتو به آسمون بدوزی
و دیگه به آدمای زمینی نگاه نکنی….
شاید اینجوری بی وفایی آدما یادت بره….
شاید….

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:13  توسط ::>M.S<::  | 

دو دوست

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیایان می گذشتند. آن دو در نیمه های راه بر سر موضوعی دچار اختلاف نظر شدند و به مشاجره پرداختند و یکی از آنان از سر خشم، بر چهره دیگری سیلی زد.
دوستی که سیلی خورده بود سخت دل آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید بر روی شن های بیابان نوشت: «امروز بهترین دوست من، بر چهره ام سیلی زد».
آن دو در کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا آنکه در وسط بیابان به یک آبادی کوچک رسیدند و تصمیم گرفتند قدری بمانند و در برکه آب تنی کنند.
اما شخصی که سیلی خورده بود در برکه لغزید و نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمک شتافت و نجاتش داد. او بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت .
بر روی صخره سنگی نوشت: «امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داده».
دوستی که یکبار بر صورت او سیلی زده و بعد هم جانش را از غرق شدن نجات داده بود پرسید: «بعد از آنکه من با حرکت قلبم ترا آزردم، تو آن جمله را بر روی شنهای صحرا نوشتی اما اکنون این جمله را بر روی صخره سنگ حک کرده ای، چرا؟»
و دوستش در پاسخ گفت: «وقتی که کسی ما را می آزارد باید آنرا بر روی شن ها بنویسیم تا بادهای بخشودگی آنرا محو کند، اما وقتی که کسی کار خوبی برایمان انجام میدهد ما باید آنرا بر روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی هرگز نتواند آنرا پاک نماید».
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:9  توسط ::>M.S<::  | 

فرشته کودک

 

                 کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان تعداد زیادی فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
کودک دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند گفت: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
خداوند ادامه داد: فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، اگرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سؤال دیگر از خداوند پرسید: خدایا، اگر من باید همین حالا بروم، لطفا نام فرشته ام را به من بگویید.
خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد: نامش اهمیتی ندارد، به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی!
————————-
صبر تلخ است، به تلخی صبر
زمان کند است، به کندی زمان
وعشق زیباست، به زیبایی عشق……..
*********
توضیح اینکه این کلمات رو فقط خودشون می تونن خودشون رو توصیف کنند وباید احساسشون کرد تا فهمید.چون کسی که حتی یک بار تن به آب نزده نمیدونه که غوطه ور شدن در آب چه لذتی داره؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:8  توسط ::>M.S<::  | 

                            بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir                                                                                                                    

عاشقان و دو ستان عزیز حرف های عاشقانه خودرا به صورت نظر دروب لاگ بنویسید تا آنهارا درصفحه وبلاگ نمایش دهم لازم به ذکر است که نظرات را به صورت خصوصی بگذارید.

باتشکر.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 1:49  توسط ::>M.S<::  | 

بهترین جمله یک عاشق به عشقش:

هر وقت هرکس تونست اسمتو بایخ رو خورشید بنویسه

بدون بیشتر از من دوستت داره.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 2:0  توسط ::>M.S<::  | 

شیرین ترین ترانه عشق است

خوب گوش کن پسرم ..

عشق

ستاره ای ست در آسمان زندگی

که اگر بدرخشد

همه چیز زیباتر می شود

جویبار....دشت....دختر گورکن...

آن وقت تو عاشق می شوی

و ترانه هایت

بوی گل سرخ می دهند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:15  توسط ::>M.S<::  | 

الو... منزل خدا!
             

                                                          الو سلام
                                             

                                                      منزل خداست؟
                                  

                                          اين منم مزاحمي که آشناست
                             

                                   هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
                           

                                  ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
                               

                                   شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
                     

                             به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
                                                    

                                                            الو ....
                               

                                   دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
                     

                            خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
                             

                                  چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر
                    

                       صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
                            

                                اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم
                          

                             شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
                        

                           دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم
                          

                            پناهگاه  اين دل شکسته خانه ي شماست
                            

                              الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
                         

                           دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
                                

                                                    دوباره ...
                                                  

                                            ... تا خدا خداست

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:12  توسط ::>M.S<::  | 

یک بار خواب دیدن تو...!!!
یک بار خواب دیدن تو  به تمام عمر می ارزد         

پس نگو                                                        

نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست             

قبول ندارم                                                           

گرچه به ظاهر جسم خسته س                        

ولی دل...                                                     .

دریایی است                                                 

تاب و توانش بیش از این هاست                        

دوستت دارم    و    تاوان آن  هرچه باشد  باشد   

دوستت خواهم داشت   بیشتر ازدیروز               

باکی ندارم  از هیچ کس و هر کس                   

که                                                             

تو را دارم  عزیز                                            

بدان که خیلی دوستت  دارم                   

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:10  توسط ::>M.S<::  |